سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

283

تاريخ ايران ( فارسى )

تعريف كرد چه وقتى كه بسلطنت رسيد مقتدرترين دولتى را كه تا آن زمان در دنيا ديده شده بود دارا بود ، علاوه لشكرى عظيم و وسايل و قواى بىنهايتى در دسترس داشت و با وجود اين ميراث باشكوه همين كه در دريا يك لطمه‌اى از يونانيها خورد ترسيد و بجاى اينكه جنگ را مداومت دهد تا لكهء مغلوبيت را از خود محو كند از يونان آشفته بآسيا فرار كرد و آنجا بقيهء سلطنت خود را بعياشى و هوسرانى بسر برده زمام امور را بخواجه‌سرايان واگذار نمود . جلوس ارتاكسرك سس اول ( اردشير دراز دست ) در 465 قبل از ميلاد بنابروايتى كه محتمل الصدق است رئيس خواجه‌سرايان با آرتابانوس همدست بوده و قاتل بعد از قتل ارباب خود ارتاكسرك‌سس را كه آن زمان طفلى بيش نبود برانگيخته برادر بزرگش داريوش را متهم بقتل نموده و حكم اعدام او را گرفته فورا مجرى داشت . بارى ارتاكسرك‌سس اول ( يعنى اردشير ) كه در تاريخ معروف به درازدست « 1 » مىباشد با اين وضع شريرانه بر تخت جلوس نمود و مدت هفت ماه در حقيقت اردوان سلطنت ميكرد حتى اينكه در بعضى تواريخ اسم او هم جزء سلاطين مذكور شده ليكن دوران او كوتاه بود به اين معنى كه بقتل ولينعمت و ولينعمت‌زادهء خود قناعت نكرده در صدد قتل پادشاه جوان نيز برآمد ليكن در اين مورد موفق نشد بلكه خود را بر سر اين كار گذاشت و انتقام‌گيرندهء او مگابيز « 2 » نام داشت و او مقدر بود در مدت سلطنت طولانى اردشير اول نقش مهمى را بازى كند . طغيان هيستاسپ ( و يشتاسپ ) در سال 462 قبل از ميلاد باوجود اين حوادث داخلى ، كشور ايران انقلابى پيدا نكرد و برادر بزرگتر پادشاه جوان در باختر يعنى يكى از ولايات دور دست پرچم خودسرى برافراشت . سپاهيان دولتى بر او حمله بردند و اردشير شخصا بر ايشان فرماندهى نمود و در دو محاربه

--> ( 1 ) - نلدكه درازدست را كنايه از بسط يد و قدرت دانسته ولى آنچه قرين بقياس معلوم مىشود اين است كه آن بغرابت بدنى مربوط مىباشد و گواه بر اين معنى شرحى است در يشت 17 ( يت يشت ) ذكر شده كه آن بدينقرار است . تو نغزى اى زردشت و تو خوب آفريده‌اى سپنتمان با پاهاى خوب بازوان بلند ، بتن تو فر داده شده ( و ) بروان ئو سعادت جاودانى ( مؤلف ) . ( 2 ) - Megabyzus .